|
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت
15:45 |
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت
9:1 |
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت
11:24 |
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت
8:42 |
خدای بزرگ قسم به (حم) که دو نام مقدست را فریاد می کنند ، تو قادر بر همه چیزی و شفاعت همه چیز در پناه لبخند توست می دانم ، و بر وحدانیت آشکارت گواهی می دهم لطف تو دست نیافتنی نیست؛ و آئین ربنایت که اجابتم می کند با آیتی روشن تر از ماه و درخشان تر از ستارگان که همواره تسبیح گوی تواند همراه است. مرا آنچنان در سحری مناجاتهایم جلا می دهی ، که زمین بر شکوه آسمانیم قبطه می خورد و دنیا تصویر تاریک شیطانیش را از نگاه من دور می سازد ؛ با تو می آموزم که یکسان بنگرم و با تو به تو می رسم که تو آموختنی تر از هر حکمتی هستی... ای اطمینان قلب من... ای حکمت متعالی... فریضه هایم که حکمت کبریایی توست را به زیباترین شکل قامت می بندم و به تلاوت (صافات) ، شکوهی را که به من بخشیده ای با ذکر نمازم در پیشگاهت می آورم ، تا آنگونه که دوست داری به تماشای من بنشینی. ای تماشایی ترین کرامتت تمام امر و نهی مرا فرا می گیرد ؛ با یاد تو آبادی قلبم سبز و با ذکر تو امارت سپید دلم آذین بندی می شود. حقیقت ذکر و زمزمه های عاشقانه ام با توست ، وقتی که نمازم را برای سپاسگذاری تو سلام می گویم؛ که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست... + نوشته شده توسط محمد رضایی در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت
10:52 |
ای مهربانترین مهربانان عالم رحمت بی منتهای تو ، همه موجودات عالم را فرا گرفته و عزت تو مرا جبروتی جاودانه بخشیده به مراقبت از نفس بر می خیزم و بر امر به معروف و نهی از منکر اهتمام می ورزم ، تا تیرگیها را از دل من بزدایی و محبت و صمیمیتی بی کران در قلب من شکوفا کنی؛ در پناه احسانت که بی حد و کران است انفاق می کنم تا لذت تقرب تو را دریابم و طبیعت سرکشم را رام کنم و اراده عقلانی و انسانیم را تقویت نمایم؛ خدای من... با تو به کرامت می رسم و سربلندی می یابم ؛ مرا در طریق عقبی و بی نیازی از خلق قرار داده ای... سپاسگذارم.... به نام تو و ذات تو ، از تو و به سوی تو و در راه تو خود را تسلیم می کنم و به درگاه مهربانیت روی می آورم ، و تمام رفتار دنیای امروزم را به تو وا می گذارم ، تا بواسطه ذات اقدست مرا و ایمانم را حفظ کنی ؛ نمی دانم سپاس و شکر تو راچگونه به جای آرم ، تا اندیشه گفتار و ذکرم را مقبول قرار دهی ، چنانکه رفتار مرا عبرتی قرار دادی... و تو ؛ خوب میدانم که برا آنچه من می خواهم قادری ... پس هماره نگاه نیازم به چشمه سار احسان توست ، ای مهربانترین رفیقم ؛
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت
9:24 |
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت
13:34 |
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت
8:22 |
|
|